اقتصاد ایران به کدامین سو می رود؟ | تحلیلی بر وضعیت اقتصاد ایران به قلم علی شیخ زاده
دسته بندی: مدیریت

کاربر گرامی این مطلب بخش دوم مقاله محسوب می شود لذا در صورتیکه که بخش اول را مطالعه ننموده اید توصیه می کنیم از طریق لینک ذیل آن را مطالعه و سپس به این بخش مراجعه نمایید.

http://b2n.ir/93598

از شکیبایی و حضور ارزشمند شما سپاسگزاریم و از شما می خواهیم با ارایه نظرات و پیشنهادات ارزنده اتان در پایین هر مقاله، ما را در بهبود ارایه خدمات یاری رسانید.

 

براستی عامل اصلی این آشفتگی چیست؟

وزارت امور اقتصادی و دارایی، وزارت صنعت، معدن و تجارت، گمرک، بانک مرکزی، اتحادیه های صنفی و تشکل های شغلی، اگر به جای بنگاه دارای و کسب درآمد به رسالتهای عام المنفعه خویش می پرداختند و مردم را درگیر هزار توی اداری و بروکراسی منفی نمی کردند بی شک صداقت، شفافیت، انسانیت و یک دستی اجتماعی نتیجه آن می بود.

سیاست های غلط و رفتارهای غیر مسئولانه ی بانک مرکزی در قبال موسسات مالی اعتباری و همچنین تعاونی های اعتباری طی ده سال اخیر، نه تنها عده ای را از هیچ به عرش مالی رساند بلکه اکثریت قریب به اتفاق جامعه را به نابودی کشاند و جالب قضیه اینجاست که بخشی از دارایی ثروت اندوزان چپاول نشد بلکه اندک پس انداز جامعه ضعیف کارگر و کارمند که در اندیشه توسعه منابع بودند، هیچ و نابود گشت که اثرات مهلک آن را امروز نظاره گر هستیم.

فروپاشی یک موسسه مالی، صرفا در از بین رفتن منابع مالی خلاصه نمی شود بلکه فقر، فحشا، فروپاشی نظام خانواده و بیماری های روحی و روانی عدیده ای را برای جامعه به ارمغان می آورد که اثرات آن تا سالیان متمادی بر پیکره ی جامعه باقی می ماند.

در بازار امروز هر پیشنهادی که به ما می شود بیش از آنکه باید به جنبه ی اقتصادی آن توجه کنیم لازم است بدانیم در اندیشه ی صاحب طرح چه می گذرد چرا که منابع مالی محدود و مدعیان بازار بسیار است و در این بین عده ای نیز وجود دارند که می خواهند ره صد ساله را یک شبه بپیمایند.

نمیدانم این سقوط اقتصادی و افول اعتماد تجاری تا به کجا می خواهد ادامه یابد اما مطمئن هستم که ترمیـم هرسـالی که می گذرد، دهها سال کار، تلاش و فرهنگ سازی جمعی را می طلبد.

برخی از اهالی بازار چک مدت دار صادر می کنند و در موعد چک، وقتی گیرنده با فقدان موجودی مواجه می شود، می فرمایند چرا اطلاع ندادید و چک بنده را به بانک بردید؟ چرا برگشت زده اید؟ حال اتفاقی نیافتاده، اندکی صبر کنید! و جالب قضیه اینجاست که عده ی بسیاری می فرمایند: موجودی ندارم و شرایط برای همه همین است، منتظر باشید!

به لحاظ فرآیندی، نمی دانم منطق درج تاریخ برروی چک های امروزی چیست؟ و قانون تجارت امروز در مورد چک و واگذاری آن چه می گوید؟ مگر می شود هرکس به تعبیر خود جریان حاکم را ارزیابی و اظهار فضل کند؟

با اندکی کنکاش در آمار شکایت های واصله به قوه قضاییه، آن هم شکایت های مربوط به مسائل مالی، به سادگی می توان فهمید که در نقطه مناسبی نایستاده ایم و متاسفانه فرهنگ یکتای درستی و راستی در غالب جامعه رنگ باخته است و هر روز بر بار کم باوری مردم و ترس از دست دادن منابع آنها افزون می شود که این همان عدم امنیت سرمایه گذاری و اقتصادی یک کشور است.

اندک اعتبار ما در بازارهای جهانی خدشه دار شده است و صنعت ما در بدترین روزگار خود با مشـکلاتی دسـت و پنجـه نـرم می کند که راهکار اجرایی بخش اعظمی از این مشکلات بر ذمه دولت و وظیفه دولتمردان است.

مردم به جای کار و تلاش و ایجاد ارزش افزوده اقتصادی از محل خلق کار و سرمایه گذاری در بخشهای مهم تولیدی، با سیستم به ظاهر بدون ربا و اسلامی بانک های داخلی خود را وفق داده و ترجیح می دهند از بانک سود بگیرند تا اینکه بخواهند با سرمایه خود در بازار دچار ریسک یا سوخت پول شوند.

همین روحیه غلط که موجب سپرده گذاری بی حد و اندازه در بانکها، ورود به بازار خرید و فروش خودرو و حواله های آن، خرید و فروش ارز و نگهداری طلا و سکه شده است، حجم قابل توجه ای از جریانات مالی مولد را بلوکه و زمین گیر نموده است لذا نه شغلی ایجاد می شود، نه کاری متولد می شود و نه محصول یا خدمتی پا به عرصه می گذارد بلکه فقط به ثروت واسطه گران و دلالان افزون می شود چرا که نرخ این نوع سرمایه گذاری ها را آنها تعیین می کنند.

نسل گذشته هرچه ساخته همان است و نسل جدید هم فقط به این می اندیشد که در حوزه فناوری اطلاعات در بستر الکترونیک، استارتاپی را تعریف و به سرعت پله های ترقی را طی کند، نه شاگردی بلد هست و نه روحیه یادگیری و زیردست بودن را می پذیرد.

هنوز نیامده، می خواهیم برویم و خود را عالم بر هر علمی و بزرگان خویش را نادان فرض می کنیم.

پزشکان به انبوه سازی رو آورده اند، معلمان به شغل دوم و سوم می اندیشند و عده بسیاری به ناچار در کنار تعلیم و تعلم، کار با خودروی شخصی را پیشه کرده اند، مهندسین به حوزه بازاریابی روی آورده اند و مدیران در اندیشه کارمندی تا مسئولیت کمتری را عهده دار شوند و این ها همه عوامل بی سببی است.

همه دکتر و مهندس هستیم فارغ از تخصص و همین فاکتور ما را بس برای اینکه یک جامعه موفق و متمدن نباشیم.

هرآنکس که اندکی به خود می آید، در اندیشه پناهندگی و اخذ اقامت کشور دیگری است تا حقوق انسانی، حقوق شهروندی، امنیت، رفاه و شغل مناسب خود را در آنجا بیابد.

عده ای دیگر نیز به جای توجه به توسعه فرهنگی، کتابخوانی و تلاش برای ارتقاء کیفیت زندگی، خود را سرگرم فضای مجازی و غرق در آن نموده اند. بالاترین لذت آنها تماشا یا تولید دابسمش، تمسخر اتفاقات و یافتن دستاویزی است برای گذران روز و تولید محتواهایی است که هیچ کاربردی ندارد جزء ایجاد یک لبخند تلخ.

هر آنکس که فوت می کند، می گوییم راحت شد، چون می دانیم راحت وآرام زندگی نکرد. از همین رویکرد، درس نمی گیریم تا لااقل دیگران در مورد ما بگویند خوب زیست و شادمان رخت بر بست.

در پایان به نظر نگارنده اقدامات اساسی ذیل باید تدوین و اجرایی گردد تا شاید جلوی این ضرر و آسیب اجتماعی و اقتصادی هر چه زودتر گرفته شود:

الف- بازنگری جدی در قوانین

ب- بازنگری جدی در نقش بانکها برای توسعه اقتصادی کشور

ج- بازنگری و اصلاح جدی قانون چک، فارغ از شعارها مطابق با استانداردهای بانکهای مطرح جهانی

د- ایجاد کارگاههای شهروند برتر توسط دولت و الزام حضور مردم در این برنامه ها

ه – اعمال سیاست  انقباضی در زمان تاسیس شرکتها و ایجاد درجه بندی تجاری برای کلیه شرکتها و موسسات ثبت شده

و- احیاء جدی و مسئولانه صنایع و شرکتهایی که دچار افول شده اند

ز- توجه به تخصص گرایی به جای مدرک گرایی و احیاء جدی سازمان فنی حرفه ای کشور

ر- توسعه روحیه و فرهنگ کتاب و کتابخوانی

ن- تولید برنامه ها و محتواهای جذاب برای پخش از رسانه ملی در رقابت با شبـکه های ماهواره ای بـدآموز و فضای مجـازی نامطمئن

ف- حذف رانت و دست اندازی های برخی از افراد در بخشهای مختلف بودجه ای کشور

ق- بازنگری دستگاههای اجرایی و تبیین رسالتهای اصلی نظام آموزش و پرورش، پست، دانشگاهها، نظام بهداشت و سلامت و اغلب ارگانهای زیربنایی از نگاه علم اقتصاد که مردم با آنها در ارتباط نزدیک هستند.

 

امید است این اقدامات مفید فایده و مقبول جامعه پر تنش و التهاب فعلی باشد تا بلکه در آینده بسیار نزدیک اثر این تصمیم بهنگام برای همگان قابل لمس باشد.

به هر حیث نباید فراموش کرد که تغییر از من آغاز می شود نه از تو، اگر قرار است جهش فرهنگی داشته باشیم باید انقلاب شخصی و درونی کنیم و هیچ گاه انقلاب سیاسی چاره ی کار نبوده و نیست چرا که هنر در ساختن راهی است که قریب به 40 سال بهای آن را داده ایم، لذا باید تلاش کنیم تا آنان را که خوابیده اند، بیدار و آنانی که خود را به خواب زده اند از خواب غفلت، هوشیار و نسبت به مسئولیت و رسالتهایشان آگاه سازیم.

اگر انگشت اشاره ات به سمت دیگری است هرگز از یاد مبر که انگشتان دیگر دستت، خودت را نشانه گرفته است.

تغییر کن و بمان، تغییر را از خود آغاز کن و منتظر جامعه، دولت و قانون نباش چرا که جامعه متمدن از مردم آغاز می شود نه از دولت و دولتمردان آن کشور.

ذهن ها اگر تغییر پیدا کنند، فرهنگ مترقی می شود، نسل جدید بهتر تربیت می یابد و آینده کشور بر پایه سلامت، صداقت، درستی و رفاه تضمین می شود.

اگر تجارتی را پیشه کرده اید به مصداق همیشگی ایران کهن، بر این باور استوار باشید که انسان خوش حساب شریک مال مردم است لذا امین و امانت دار باشید، مسئولیت پذیر باشید، صادق باشید و در معنای تمام کلمه انسان باشید…

به قلم علی شیخ زاده

 

Visits: 214

ارسال نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نظرات ارسالی